<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مجله برنامه ریزی و طراحی شهری</title>
    <link>https://www.upud.ir/</link>
    <description>مجله برنامه ریزی و طراحی شهری</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 01 Oct 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 01 Oct 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بررسی راهبردها و عوامل مؤثر بر جلب مشارکت ساکنان در فرآیند بازآفرینی بافت فرسوده سکونتگاه کوی اوزینه گرگان</title>
      <link>https://www.upud.ir/article_230991.html</link>
      <description>با توجه به افزایش اهمیت بافت‌های ناکارآمد شهری در برنامه‌ریزی‌های توسعه‌ای، و نیز رشد روزافزون جمعیت شهر گرگان که به گسترش کالبدی آن منجر شده، پژوهش حاضر با هدف تحلیل عوامل مؤثر بر میزان مشارکت شهروندان در فرآیند بازآفرینی محله اوزینه، با رویکردی بهبودبخش نسبت به کیفیت محیط زندگی انجام شده است. این مطالعه با ماهیت کاربردی و با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی طراحی شده و جمع‌آوری داده‌ها از طریق پیمایش میدانی و توزیع پرسشنامه در میان 200 نفر از ساکنین محله براساس فرمول کوکران به روش نمونه‌گیری تصادفی صورت گرفته است. تجزیه و تحلیل اطلاعات گردآوری‌شده با بهره‌گیری از نرم‌افزار SPSS و مدل راهبردی SWOT انجام شده است. بر پایه نتایج به‌دست‌آمده، محله اوزینه که در گذشته جزو روستاهای حاشیه‌ای گرگان محسوب می‌شده، به‌دلیل عواملی همچون پایین بودن هزینه مسکن، اجاره‌بهای کم و ضعف در نظارت بر ساخت‌وساز، مقصد مهاجرت ساکنین مناطق دیگر شده و چهره فعلی آن را شکل داده است. روند گسترش بی‌رویه و فقدان برنامه‌ریزی منسجم در گذشته، منجر به بروز چالش‌هایی در زمینه کیفیت زندگی و زیرساخت‌های شهری در این محله شده است. ازاین‌رو، توجه به دیدگاه‌ها و مشارکت واقعی ساکنان می‌تواند تضمین‌کننده پایداری و اثربخشی برنامه‌های بازآفرینی باشد. نتایج تحلیل فرضیه‌ها حاکی از آن است که متغیرهایی نظیر توانمندسازی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ساکنین، تمایل به مشارکت، دسترسی به خدمات و حمل‌ونقل، سطح اعتماد به مدیریت شهری و میزان رضایت از عملکرد مدیران، نقش کلیدی در افزایش مشارکت مردم در فرآیند بازآفرینی سکونتگاه‌های فرسوده این محله ایفا می‌کنند. این یافته‌ها می‌توانند راهگشای سیاست‌گذاران برای ارتقاء مداخلات شهری در نواحی مشابه باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل عدالت فضایی محلات شهر مرودشت در دسترسی به خدمات شهری</title>
      <link>https://www.upud.ir/article_230992.html</link>
      <description>زمینه: شهرهای امروزی، به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه، با رشد جمعیت و شهرنشینی مستمر مواجه هستند که نیازمند توجه به برقراری عدالت فضایی در توزیع خدمات شهری است. عدم توزیع مناسب خدمات شهری می‌تواند منجر به نارضایتی شهروندان و افزایش نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی شود.هدف: بررسی دسترسی عادلانه به خدمات شهری (مراکز بهداشتی، آموزشی، حمل و نقل عمومی، پارک‌ها و فضای سبز) در محلات مختلف شهر مرودشت و شناسایی نابرابری‌های موجود در این زمینه با هدف ارائه راهکارهایی برای بهبود توزیع خدمات شهری و ارتقای کیفیت زندگی ساکنان.روش پژوهش :این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری شامل کلیه شهروندان شهر مرودشت (166000 نفر) بود که بر اساس فرمول کوکران، حجم نمونه معادل 384 نفر تعیین شد. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه طراحی‌شده و ابزار SPSS، به‌کمک روش‌های آماری مانند آزمون خی‌دو و Tukey HSD، تحلیل شدند.یافته‌ها: نتایج نشان داد که توزیع خدمات شهری در محلات مختلف مرودشت به‌صورت نامتعادلی صورت گرفته است. محلات مرکزی و پرجمعیت‌تر مانند "سایپا" و "مسجد الرسول تا تامین اجتماعی" بالاترین سطح دسترسی به خدمات را دارند، در حالی که محلات حاشیه‌ای مانند "شهربانی تا باغ فرهادی" و "سهل آباد و فردوسی" در این زمینه محروم‌تر هستند. بیشترین سهم مربوط به پاسخ‌دهندگانی است که به مراکز آموزشی دسترسی دارند (79.9%)، اما وجود محلاتی با دسترسی ضعیف یا زمان رسیدن بلند نیازمند توجه مدیران شهری است.نتیجه‌گیری: این نابرابری‌ها نشان‌دهنده ضرورت برنامه‌ریزی دقیق‌تر و عدالت‌محور برای کاهش شکاف‌های موجود در توزیع خدمات شهری است. مهم‌ترین خواسته‌های شهروندان برای بهبود شهر شامل حوزه‌های عمرانی و اقتصادی بوده، و پیشنهادهای حاضر شامل افزایش سرمایه‌گذاری در محلات محروم، توسعه شبکه حمل و نقل عمومی، و احداث مراکز آموزشی و بهداشتی در مناطق حاشیه‌ای است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نابرابری فضایی شاخص‌های موثر بر برنامه‌ریزی مسکن( مورد مطالعه: استان تهران)</title>
      <link>https://www.upud.ir/article_230993.html</link>
      <description>تامین مسکن به‌ویژه در جوامع مدرن و شهری شده امروزی از اهمیت زیادی برخوردارند . مسکن به‌عنوان یک نیاز اساسی برای زندگی و بقا، ایجاد آسایش و رفاه، ایجاد عدالت اجتماعی، فضایی و اقتصادی بخش مهمی از برنامه‌های توسعه شهری است. تهران شهری است که در روند رشد خود مناطق نابرابر را شکل داده است. با توجه به اهمیت مسکن در منطقه‌بندی ساختار شهری، ایجاد تغییرات در بازار و تاثیر بر عدالت یا جدایی‌گزینی اجتماعی- فضایی، هدف این مقاله تحلیل نابرابری فضایی شاخص‌های موثر بر برنامه‌ریزی مسکن در استان تهران است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و نوع پژوهش کاربردی بوده و گردآوری داده‌ها در خصوص شاخص‌های برگزیده مربوط به تحلیل فضایی، با روش مطالعات کتابخانه‌ای صورت گرفته است. برای تحلیل و مقایسه سطح پراکندگی شاخص‌ها در بین مناطق شهر تهران، پارامترهای آمار توصیفی به‌کار گرفته شده و برای تحلیل نابرابری-های فضایی به ترسیم نقشه‌های پهنه‌بندی در سیستم اطلاعات جغرافیایی و محاسبات و تحلیل بر روی جداول توصیفی مربوط، مبادرت گردیده است. با استفاده از مدل رگرسیون وزن‌دار مکانی سه شاخص پراکندگی مکانی مسکن، پراکندگی مکانی سکونت و پراکندگی مکانی مهاجرت به‌عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل شاخص‌ها از تحلیل خودهمبستگی مکانی موران استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که مقدار پراکندگی سه شاخص به کاررفته برای استان تهران بیشتر در قسمت‌های شمالی، شمال شرقی و شمال غربی دیده می‌شود. الگوی پراکنش فضای مسکن های ساخته شده به‌صورت خوشه‌ای است و این در حالی است که این خوشه‌ها در بخش کن پراکنده شده است. همچنین الگوی پراکنش افراد اسکان یافته تصادفی و شاخص مهاجرپذیری الگوی خوشه‌ای را نشان داد. شهر تهران به&amp;amp;lrm;عنوان یکی از مهم‌ترین کانون‌های افراد مهاجرپذیر است و بیشتر پراکنش مکانی در شهرستان‌های شمیرانات، بخش کن، قسمت‌های مرکزی شهر تهران و دماوند بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیلی بر ساختار فضایی توزیع جمعیت سکونتگاه‌های روستایی استان کردستان</title>
      <link>https://www.upud.ir/article_230994.html</link>
      <description>امروزه عدم تعادل و توازن نظام سکونتگاهی از مهم‌ترین چالش‌های توسعه منطقه‌ای در ایران است. این موضوع می‌تواند تحت تأثیر عوامل متعدد محیطی و برنامه‌ریزی باشد. در این راستا هدف از پژوهش حاضر تحلیلی بر ساختار فضایی توزیع جمعیت روستایی در استان کردستان در دوره زمانی 1385 تا 1395 است. تا با آگاهی از روندهای فضایی توزیع و تراکم جمعیت و همچنین عوامل اثرگذار بر آن، بتوان به برنامه‌ریزی مطلوبی دست یافت. نتایج پژوهش حاضر نشان داد جمعیت روستایی در استان کردستان به صورت نرمال و متعادل در سطح فضا پراکنش نیافته است. همچنین بین توزیع نقاط با توزیع جمعیت در پهنه‌های روستایی استان انطباقی وجود ندارد. با توجه به نتایج هات اسپات کانون‌های تجمع جمعیت روستایی در استان کردستان در سال 1385 بیش‌تر متمایل به جنوب و جنوب غربی این استان است و در کنار آن یک کانون داغ جمعیتی نیز در اطراف شهر سنندج برقرار است. در سال‌های 1390 و 1395 نیز تغییر مشهودی در تجمع نقاط داغ و سرد جمعیت روستایی استان ایجاد نشده است. به‌طوری که همچنان کانون‌های تجمع روستایی در محدوده شهر سنندج و شهرها و شهرستان‌های اطراف آن است. نتایج رگرسیون وزن جغرافیایی نیز با توجه به مقدار R&amp;amp;sup2; نشان داد متغیر مستقل گسل تأثیرات نسبتاً پایینی بر متغیر وابسته توزیع فضایی جمعیت داشته است. براین اساس متغیر مستقل گسل و توزیع فضایی آن‌ها، در سطح پایینی توانسته است تغییرات متغیر وابسته توزیع فضایی جمعیت را توضیح دهد. تأثیر فاصله از شهر سنندج بر تراکم جمعیت نیز نشان داد، هرچه از این شهر دورتر می‌شویم پراکندگی جمعیت بیش‌تر می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>برنامه‌ریزی ارتقای شاخص‌های کیفیت زندگی شهر خواف</title>
      <link>https://www.upud.ir/article_232901.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی و ارتقای شاخص‌های کیفیت زندگی در شهر مرزی خواف انجام شده است. کیفیت زندگی به دلیل تأثیر مستقیم آن بر رفاه و رضایت شهروندان، به یکی از مسائل مهم در برنامه‌ریزی شهری تبدیل شده است. در این راستا، پژوهش حاضر با بهره‌گیری از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و با استفاده از ابزار پرسش‌نامه و اسناد در دسترس، به جمع‌آوری داده‌های موردنیاز پرداخته است. جامعه آماری این تحقیق را خبرگان و متخصصان محلی تشکیل داده‌اند که نظرات آن‌ها به منظور شناسایی و ارزیابی شاخص‌های کیفیت زندگی مورد استفاده قرار گرفت.در مرحله بعد، با استفاده از مدل SWOT، نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدهای مرتبط با کیفیت زندگی در شهر خواف شناسایی و تحلیل شدند. سپس از مدل QSPM برای وزن‌دهی به شاخص‌ها و اولویت‌بندی راهبردها بهره گرفته شد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که کیفیت برخی شاخص‌ها در وضعیت مطلوبی قرار دارد؛ به عنوان مثال، کیفیت هوا یکی از نقاط قوت شهر محسوب می‌شود. در مقابل، برخی دیگر از شاخص‌ها مانند کمبود سرانه فضای ورزشی و تفریحی، در وضعیت نامناسبی قرار دارند که می‌تواند بر سلامت و نشاط اجتماعی شهروندان تأثیر منفی بگذارد.در نهایت، با توجه به تحلیل انجام‌شده و در نظر گرفتن فرصت‌ها و تهدیدهای موجود، راهبردهایی به منظور بهبود کیفیت زندگی در شهر خواف ارائه شد. این راهبردها بر بهره‌گیری از ظرفیت‌های موجود، کاهش تهدیدها و تقویت شاخص‌های ضعیف تمرکز دارند. نتایج این پژوهش می‌تواند به عنوان مبنایی برای برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری در راستای ارتقای کیفیت زندگی در شهر خواف مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>هم‌آفرینی در شهرهای هوشمند: رهیافتی مشارکتی برای حکمرانی شهری آینده‌نگر</title>
      <link>https://www.upud.ir/article_234377.html</link>
      <description>:با گسترش فزاینده شهرهای هوشمند به‌عنوان پاسخ‌هایی فناورانه به مسائل پیچیده شهری، لزوم توجه به ابعاد انسانی، نهادی و مشارکتی بیش از پیش آشکار شده است. یکی از رهیافت‌های نوین که در سال‌های اخیر جایگاه ویژه‌ای در ادبیات سیاست‌گذاری عمومی یافته، مفهوم &amp;amp;laquo;هم‌آفرینی&amp;amp;raquo; است. این رویکرد، فراتر از مشارکت سنتی، بر خلق مشترک ارزش میان دولت‌ها، نهادهای عمومی و شهروندان تأکید دارد. در این مقاله، تلاش شده تا با اتکا به منابع نظری و تجربی به‌ویژه کتاب &amp;amp;laquo;هم‌آفرینی و هم‌تولیدی&amp;amp;raquo; اثر Brandsen و همکاران (2018)، ابعاد مختلف این مفهوم در بستر شهرهای هوشمند بررسی شود.مطالعه حاضر با رویکرد کیفی، مرور نظام‌مند ادبیات و تحلیل مفهومی انجام شده و به تبیین چارچوب نظری، اصول طراحی، چالش‌های اجرایی و نمونه‌های موفق پرداخته است. یافته‌ها نشان می‌دهند که هم‌آفرینی مؤثر نیازمند تحقق پنج بُعد کلیدی شامل: حکمرانی باز، توانمندسازی فناورانه، ظرفیت نهادی، فرهنگ مشارکت و عدالت داده‌محور است. همچنین، اصول طراحی مبتنی بر مدل &amp;amp;laquo;6C&amp;amp;raquo; همچون زمینه، وضوح، تعهد، ظرفیت، یادگیری متقابل و پیوستگی، در اجرای موفق هم‌آفرینی نقش دارند.نتایج این مطالعه حاکی از آن است که شهرهای هوشمند تنها زمانی می‌توانند اثربخشی و پایداری لازم را داشته باشند که فناوری در خدمت تعاملات انسانی، توزیع عادلانه قدرت، و مشارکت واقعی قرار گیرد. هم‌آفرینی می‌تواند به‌عنوان مسیری مؤثر برای تحقق حکمرانی میباشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش مولفه‌های بازآفرینی در بهبود کیفیت فضاهای تاریخی ( مطالعه موری: منطقه دو شهر کرج)</title>
      <link>https://www.upud.ir/article_234378.html</link>
      <description>حضور در فضاهای شهری که یادآور خاطرات، تاریخ و هویت افراد است، برای سلامت روانی و اجتماعی شهروندانی که در شهرهای بزرگ زندگی می‌کنند، ضروری است. بازآفرینی شهری به‌عنوان رویکردی پایه و کارساز در حفظ هویت و اصالت مناطق شهری و ارتقاء کیفیت زندگی ساکنین شهرها نقش اساسی دارد. یکی از راهبردهای دسترسی به این مقوله توجه به نقش مولفه‌های بازآفرینی در احیا پیشینه اماکن و سازه‌ها و حفظ اصالت و هویت تاریخی فضاهای شهری است. پژوهش حاضر به تحلیل نقش مولفه‌های بازآفرینی در بهبود کیفیت فضاهای تاریخی شهر کرج پرداخته است. هدف این پژوهش شناخت تاثیر مولفه‌های بازآفرینی در بهینه&amp;amp;lrm;‌سازی بافت و فضاهای تاریخی شهری است. نوع پژوهش کاربردی و روش آن توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری شهروندان منطقه دو کرج با حجم نمونه 375 نفر با استفاده از فرمول کوکران مورد تایید و در نظر گرفته شده‌اند. نتایج پژوهش نشان داد که توسعه مولفه‌های بازآفرینی بیشترین تاثیر را در شاخص‌های کالبدی و اقتصادی داشته است. همچنین نتایج حاصل از SOAR گویای آن است که مهمترین نقش مولفه‌های بازآفرینی در شهرسازی، توسعه بعد اجتماعی و مشارکتی شهروندان و ایجاد فرصت‌های شغلی بیشتر برای ساکنین است. بازآفرینی شهری به‌عنوان رویکردی پایه و کارساز در حفظ هویت و اصالت مناطق شهری و ارتقاء کیفیت زندگی ساکنین شهرها نقش اساسی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل رابطه میان مؤلفه‌های حکمروایی خوب شهری و تاب‌آوری شهری (مطالعه موردی: محله میکائیل‌آباد شهر مراغه)</title>
      <link>https://www.upud.ir/article_234379.html</link>
      <description>در دهه‌های اخیر، پیچیدگی مسائل شهری و گسترش مخاطرات طبیعی و انسانی، ضرورت توجه به تاب‌آوری شهری را بیش از پیش آشکار ساخته است؛ در این میان، حکمروایی خوب شهری به‌عنوان رویکردی کلیدی می‌تواند زمینه‌ساز ارتقای ظرفیت جوامع محلی، به‌ویژه در سکونتگاه‌های غیررسمی آسیب‌پذیر، برای تاب‌آوری مؤثر در برابر بحران‌ها باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط میان مولفه‌های حکمروایی خوب شهری با مولفه‌های تاب‌آوری شهری در محله میکائیل آباد شهر مراغه (سکونتگاه غیررسمی) می‌باشد. تحقیق مزبور به لحاظ هدف از نوع بنیادی &amp;amp;ndash; کاربردی است و از حیث ماهیت و روش از نوع توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق ساکنان محله میکائیل‌آباد شهر مراغه است که با استناد به رابطه کوکران با سطح اطمینان 95 درصد و میزان دقت 7 درصد، حجم نمونه 373 نفر برآورد گردید. برای تحلیل‌های پژوهش نیز از آزمون‌های آماری کلوموگروف-اسمیرنوف و اسپیرمن بهره گرفته شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که میان مؤلفه‌های حکمروایی خوب شهری و تاب‌آوری در سکونتگاه‌های غیررسمی ارتباطی معنادار و قوی وجود دارد؛ به‌گونه‌ای که بعد اجماع‌پذیری حکمروایی با ضریب 962/0 بیشترین همبستگی را با تاب‌آوری داشته و بعد مسئولیت‌پذیری با ضریب 862/0 کمترین میزان ارتباط را نشان داده است. بنابراین، تقویت ابعاد مختلف حکمروایی خوب شهری به‌ویژه اجماع‌پذیری و مشارکت شهروندان، می‌تواند راهبردی اساسی برای ارتقای تاب‌آوری سکونتگاه‌های غیررسمی در برابر بحران‌ها به شمار آید.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
